هفته پیش ، امیر از سرکار برگشت، قیافش زارررر بود
موهاش ژولیدههه، دست و سر و صورتش سیاه! تا اینجاش عادی بود ، معمولا هر روز سرکار همینجوری میشه😁
ولی اون روز خیلی کثیف تر بود به علاوه اینکه زانو شلوار جینش پااااره بود، خودشم خندون نبود
گفتم چی شدی؟؟؟ گفت با موتور خورده زمین، در واقع تصادف کرده، یهو یه ۲۰۷ پیچیده جلوش اینم سرعتش زیاد بود نتونست جمع کنه، خورد به ماشین و افتاد، دنده هاش درد میکرد، زانوش بدجور زخم شد و خب اون پژو مقصر بود، امیر گفت حوصله دنگ و فنگ نداشتم بهش گفتم برو
موتور خیلی چیزیش نشد، فقط از این سر تا اون سر خط افتاده
بازم خداروشکر
هفته پیش دوستای دوران دبیرستان هماهنگ کردن جمعه بریم بیرون، بعد از چندساااال قرار بود همو ببینیم، منم اوکی دادم و گفتم میام. همون روز کارت عروسی اومد و دعوت شدیم عروسی دوست امیر، اونم کجا؟ خلخال 😑😑😑
هم دلم میخواست برم، بخاطر جاده اسالم هم دلم نمیخواست برم بخاطر اینکه بین دعوتیایی که میشناختم همه مجرد بودن و من تو قسمت خانوما تنها باید میرفتم. خیلی سختم نبود، بالاخره بایکی حرف میزدم آشنا میشدم دیگه 😁
ولی خب به بچه ها قول داده بودم باهاشون برم بیرون
دیروز، امیر زنگ زد گفت دوستاش هماهنگ کردن میخوان برن، اگر نریم زشته چون اون واسه عقد ما تا دماوند اومد، اگر باهم بریم ممکنه شب جا نداشته باشیم، چارتا پسر باشیم کنار خیابون هم میشه بخوابیم
خلاصه غیرمستقیم گفت منو نمیبره 😑
منم خوشحال، میرم دماوند که فردا بریم بیرون
کلا هرجا میرفتم خوشحال بودم چه خلخال چه دماوند😬
ولییی دلم جاده اسالم میخواست 🥲
۴ صبح بیدار شدم امیر راهی کردم فرستادم رفت، خودم دیگه خوابم نبرد، الکی چشمام بستم 😑 کاش پا میشدم کارام میکردم
۷ خوابم برد، ۸ رفتم سرکار ، ظهر اومدم بدو بدو وسیله هام جمع کردم برم دماوند، یهو خریت کردم به سرم زد برم بازار 😶😶😶 چرا آخه دختر؟؟! 😑
آخه بازم خریت کردم، اون کتونی جدیده رو پوشیدم که با هییییچی از لباسام ست نیست. گفتم بزار برم یه مانتو شلوار بگیرم با این کتونی خوب باشه، هییییچی هم نخریدم 😑😑😑 فقط یه شال که اصلا لازمش نداشتم خریدم😶
باز به سرم زد برگردم خونه لباسام عوض کنم، کتونی سفید بپوشم.
دوباره با همون کوله رو دوشم برگشتم خونه، سریع لباسام برداشتم، باز راه افتادم سمت دماوند، دو ساعت الکی وقت تلف کردم رفتم خونه و برگشتم، حتی فرصت نکردم یه دوش بگیرم ، باید شب همونجا برم، نه صبونه خوردم نه ناهار 😑 چندتا دونه آجیل خوردم فقط
+ ادامه با همون رمز ثابت