.
باورم نمیشه شاشو برگشت 🤩
یعنی همون اطراف میچرخیده، رفته تو کبوترای همسایه 😆
اونم آورد تحویل داد 🥰🤩
ولی من سردردم خوب نشده ، رفتم دوش گرفتم ، دراز کشیدم، قرص خوردم ولی فایده نداشت.
امیر گفت بریم شاشو ببینی ؟ اولش خوشحال شدم ولی یادم افتاد صبح باید برگردیم گفتم ول کن نریم
تو چشمام انگار خورده شیشه ریختن
+ [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 22:24 ] [ فاطمه ]
|