باورم نمیشه شاشو برگشت 🤩

یعنی همون اطراف می‌چرخیده، رفته تو کبوترای همسایه 😆

اونم آورد تحویل داد 🥰🤩

ولی من سردردم خوب نشده ، رفتم دوش گرفتم ، دراز کشیدم، قرص خوردم ولی فایده نداشت.

امیر گفت بریم شاشو ببینی ؟ اولش خوشحال شدم ولی یادم افتاد صبح باید برگردیم گفتم ول کن نریم

تو چشمام انگار خورده شیشه ریختن