مثل همیشه سال تحویل خونه بودم، لحظه تحویل سال هرکی باید خونه خودش باشه، نه؟
البته امیر مغازه بود🙄
بعد از افطار رفتیم پایین، خونه مادرش عید دیدنی، همه برادر خواهراش اومدن
اومدم خونه، طبق هرسال همون مهمونای پایین اومدن خونه ما
چند روزه برادرش ماشینشو گذاشته تو پارکینگ ما، خودش پارکینگ نداره و بخاطر چهارشنبه سوری آورد و موند...
سوییچ و کارت ماشین آورد داد بهمون گفت ما جایی نمیریم شما میرید دماوند با ماشین برید
دیروز ظهر ماشینو گرفتیم راه افتادیم، اول رفتیم خونه خودمون😌 همینجوری الکی یه سر زدیم، دو سه تا ابکش توی سینک و چدن های اضافه روی گاز رو برداشتم، خب اینا نوعه و قطعا مستأجری که میاد مثل من مراقب نیست 🙄
رفتیم عید دیدنی دو سه ساعت بعد برگشتیم تهران، هم ماشین تحویل دادیم هم شب رفتیم خونه برادرش
خدا کنه زمان داشته باشیم امشب به خونه خواهراش برسیم و تموم بشه، برم چند روز پیش مامانم اینا بمونم
راستی یادم رفت بهتون بگم موهام رنگ گذاشتم😩
اصلا نپسندیدم، اصصصصصصصلا
همه میگن خوبه، من حس میکنم خانوم آرایشگر یه پاش گذاشت یه طرف سرم و اون یکی پاش اون طرف سرم و 💩، 🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️
اصلا دوسش ندارم😭 منتظرم دوباره آرایشگاه باز بشه برم رنگ موهای خودمو بزاره
کلی کوتاه کردم موهامو تا روی شونه هام کوتاه شد، خیلی خوبه و راضیم اما رنگش 😭
+ آقا مصطفی جواب کامنت شمارو تو همون کامنتای 12/20 نوشتم و بهترینهارو براتون از خدا میخوام