27 / 1 / 4

من دلم میخواد یه برنامه نویس حرفه ای باشم

بی وقفه، بی خستگی کلیپهای آموزشی نگاه میکنم، تو دلم زودتر از استاد جوابشو میدم و واقعی عشق میکنم باهاش

حیف نمی‌دونم از کجا باید شروعش کنم

فقط ویدئوهای رایگان میبینم و لذت میبرم

از همون دوران دبیرستان می‌دونستم علاقه و استعداد من اینه

اکثر دوستام تو ساده ترین مسائلش گیج میزدن ولی من داشتم بازی می‌نوشتم

الان فقط حسرت میخورم که ای کااااش ولش نکرده بودم

واقعا ناراحتم

25 / 1 / 4

حتما شنیدین میگن خرج کن تا یاد بگیره باید برات هزینه کنه، به خودت برس

حالا یه سوال، لطفا همتون جواب بدید، دخترا شما برا چیا خرج میکنین؟

مخصوصا من که اهل کارای آرایشگاهی (ناخن، رنگ و مژه و فلان...) نیستم یا کافه اینا نمیرم

دوست آنچنانی ندارم که باهاش برم رستوران یا مسافرت اینا

فرصت باشگاه ندارم

چقد لباس آخه!

20 / 1 / 3

تو نوشتن تنبل شدم و البته موضوع خاصی هم برای تعریف نیست

مابقی روزهای عید هم مثل اولاش معمولی گذشت

سیزده بدر با خانوادم خونه بودیم، با داداشم می‌گفتیم می‌خندیدیم، مامانم کلی دعوا و اوقات تلخی کرد بابت اینکه چرا جایی نمیریم؟ می‌گفتیم خب پاشو بریم میگفت نه دیگه دیره، حالا ساعت 11 بود😶 اصلا خونه موندن که بهتره! پاشی بری تو خاک و باد یه سیخ جوجه بخوری ؟! خب تو تمیزی و آرامش خونه بخور

غروبش رفتیم خونه ما، یکم اینور اونور اندازه گرفتیم که فرش چند متری مناسبه، میل پرده بزنیم و ...

فرداش با مامانم و خالم رفتیم یکم خونمون تمیز کردیم، ماژیکای رو کابینت، گچ و سیمان که به سرامیکا چسبیده بود، شیشه ها، بالکن شستیم

کابینت کار اومد اندازه کمد دیواریارو گرفت

مستاجر پیدا شد

با یه مقدار از پول پیش یه موتور قسطی گرفتیم، هوندا۱۲۵ 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

دو سه روز بعدش امیر با موتور خورد زمین، خداروشکر چیزی نشد، یکم دست و پاش زخم شد و لباساش پاره شد

دیگه همیناااا

شما چه خبر

6 / 1 / 4

یادتونه گفتم رنگ موهام خوب شد؟

عاقا من غلط کردم 😭

گفت دو سه روز نشور، الان از حموم اومدم رنگ موهام عین 💩 شده😭

رنگ دومی شسته شد و یه سایه طور از رنگ قبلی بیرون زد😭

هنوز خیسه، خدا کنه خشک شه بازم خوب بشه 😭

عجب غلطی کردماااا 🙄

4 / 1 / 3

قبل از حرف زدن، بگذار کلماتت از اين سه دروازه عبور كنند:

1.آيا حرفم حقيقت دارد؟
2.آيا گفتنش لزومى دارد؟
3.آيا گفتنش مهربانانه است؟

3 / 1 / 4

موهام خیلی خوب شد😎

عین رنگ موهای خودم، فکرنکنم کسی بفهمه رنگ داره

بعد از آرایشگاه رفتم مغازه پیش امیر 😌

قرار بود بریم بیرون بعد گفتیم ول کن بابا نریم

یه چارپایه درب و داغون اورد، یه تیکه کارتن برید گذاشت روش، همون دم در نشستم (هیچ جای دیگه ای نبود 🥴) یکم پیشش موندم، هی گفتم این چیه اون چیه، امیر دونه دونه توضیح میداد، چیزمیزارو میشناسما، چیزای تخصصی تر نمی‌دونستم چی‌ان، مثل هسته و فولی و در و لاک و فریم!

کمک کردم یکم کلاف مسی از کلاف آلومینیوم با روکش مس جدا کردیم

چایی خوردیم

در مغازه بستیم دوتایی رفتیم فیله و نون خریدیم

کرکره بستیم و امیر ناهار آماده می‌کرد منم فصولی میکردم بین ابزارا🙄

مرغارو با آب غیراشامیدنی (آب چاه!) و کاملا غیربهداشتی شستیم (درواقع فقط دوبار آب ریختیم تو مشما مرغا و خالی کردیم،همین!😁)، تو سیخی که دوهزار مرتبه قبلا استفاده شده بود زدیم و رو گاز با یکم نمک کبابی کردیم

امیر میخندید می‌گفت حالا من فردا چجوری به همسایه ها بگم بخاطر ماه رمضون کرکره بستم و تو واقعا خانوممی😅

رفتیم بالا تو بالکن مغازه ناهار خوردیم

دوباره چایی خوردیم

تخته بازی کردیم

یه موشی تو دیوار هی خرت خرت کرد دنبالش گشتیم، پیدا نشد

دوستش میخواست بیاد، گفتم من میرم

با چه ترس و لرزی از اون نردبون بی پله اومدم پایین

اسنپ گرفت برام و اومدم خونه😌

3 / 1 / 4

دوباره اومدم رو موهام رنگ تیره بزاره

اگه خوب نشه چی؟ 😩

از اون قبلی هم ریده تر شد چی؟😩😩

این خانم آرایشگر خیلی ابروخفن و زمخت ِ 😣

میترسم ازش😭

ناخوناشم عین نامادری سیندرلا😩

2 / 1 / 4

مثل همیشه سال تحویل خونه بودم، لحظه‌ تحویل سال هرکی باید خونه خودش باشه، نه؟

البته امیر مغازه بود🙄

بعد از افطار رفتیم پایین، خونه مادرش عید دیدنی، همه برادر خواهراش اومدن

اومدم خونه، طبق هرسال همون مهمونای پایین اومدن خونه ما

چند روزه برادرش ماشینشو گذاشته تو پارکینگ ما، خودش پارکینگ نداره و بخاطر چهارشنبه سوری آورد و موند...

سوییچ و کارت ماشین آورد داد بهمون گفت ما جایی نمیریم شما میرید دماوند با ماشین برید

دیروز ظهر ماشینو گرفتیم راه افتادیم، اول رفتیم خونه خودمون😌 همینجوری الکی یه سر زدیم، دو سه تا ابکش توی سینک و چدن های اضافه روی گاز رو برداشتم، خب اینا نوعه و قطعا مستأجری که میاد مثل من مراقب نیست 🙄

رفتیم عید دیدنی دو سه ساعت بعد برگشتیم تهران، هم ماشین تحویل دادیم هم شب رفتیم خونه برادرش

خدا کنه زمان داشته باشیم امشب به خونه خواهراش برسیم و تموم بشه، برم چند روز پیش مامانم اینا بمونم

راستی یادم رفت بهتون بگم موهام رنگ گذاشتم😩

اصلا نپسندیدم، اصصصصصصصلا

همه میگن خوبه، من حس میکنم خانوم آرایشگر یه پاش گذاشت یه طرف سرم و اون یکی پاش اون طرف سرم و 💩، 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

اصلا دوسش ندارم😭 منتظرم دوباره آرایشگاه باز بشه برم رنگ موهای خودمو بزاره

کلی کوتاه کردم موهامو تا روی شونه هام کوتاه شد، خیلی خوبه و راضیم اما رنگش 😭

+ آقا مصطفی جواب کامنت شمارو تو همون کامنتای 12/20 نوشتم و بهترینهارو براتون از خدا میخوام

1 / 1 / 4

سلام

سال نو همگی مبارک🌱🌷

ایشالله براتون پررر از روزی ، خنده، شادی و سلامتی باشه✨