20 / 12 / 3
خب بالاخره رسیدیم به اون مرحله اخییییششششش
هوف
خداروشکر
صبح رفتیم محضر و تموم
ظهر بود رسیدیم خونه، امیر رفت سرکار، منم دیدم بیکارم رفتم بازار 15 خرداد
شلوغ بودددد
هیچی نخریدم😐 رو مود خرید نبودم انگار فقط رفتم که ببینم و بچرخم
ساعت 1 بود رفتم، 7 رسیدم خونه🥲
هلاکم انقد راه رفتم
من نمیتونم اروم راه برم، حتی تو بازار هم یه جوری تند راه میرم که انگار عجله ای میخوام به مقصد برسم! از همه مردم توی پیادهرو باید جلو بزنم😐😐😐
6 ساعت با سرعت راه رفتم 😩 ( با احتساب تایم معطلی تو مترو و اتوبوس و دو سه تا مغازه)
بخاطر این اخلاقم خیلی کم پیش میاد با امیر پیاده جایی برم! چون من جلو جلو راه میرم امیر عقب میمونه
نه من دست خودمه آروم برم نه امیر میتونه تند بیاد
من 5 ، 6 قدم آروم میام بعد یادم میره دوباره تند میشه
امیر یه پاش دوبار عمل شده، یه بار از لگن یه بار زانو، میگه درد میگیره نمیتونم بیام
امروز حدود 800 پول اسنپ دادیم رفتیم محضر و برگشتیم
ولی امیر راضی نشد از برادرش ماشین قرض بگیره و البته منم اصرار نکردم