تمام این مدتی که ننوشتم، مریض بودم
گوش درد بعدش سرما خوردگی، این وسط پ شدم، داروهای جدیدم میخورم دااااائم ضعف، حالت تهوع و سردرد دارم
پنجشنبه و جمعه پیش مامانم اینا بودیم، دیروز غروب( حدود6) شام خوردیم میلم نکشید از نصفم کمتر خوردم، زود اومدیم خونه، کلی ترافیک بود، رسیدیم چایی و میوه خوردیم، حس کردم اگر چیزی نخورم ضعف میکنم، برنجی که مامانم برا ناهارم گذاشته بود گرم کردم سه چهار قاشق من خوردم دیگه نتونستم بقیشو امیر خورد، همین که رفتم تو رختخواب یه جوریییی گشنم بود که انگار دوروزه هیچی نخوردم، گفتم حتما گشنگی الکیه، اهمیت ندم خودش حل میشه
من تا 3 از گشنگی و ضعف خوابم نبرد😐 میخواستم پاشم هنوز سرم از بالش جدا نشده بود امیر بیدار شد، گفت چی شد ؟ کجا؟ خوابش خیلی سبکه
پاشدیم دوقاشق پر عسل ریختم تو آبجوش خوردم، اصلا انگار نه انگار!
چند دیقه بعد عسل و گردو آسیاب شده قاطی کردیم، نون از فریزر اوردیم نشستیم خوردیم، بازم به زور امیر لقمه میگرفت میگفت باید بخوری، یه تیکه نون خوردم
یکم بهتر شدم خوابیدم
صبح بازم گشنم بود! بقیه عسل و گردو آوردم سرکار، نون سنگک گرفتم خیییلی گشنم بود اما اصلا میل به خوردن نداشتم و دو سه لقمه زوری خوردم!
ظهرم ناهار نخوردم، شیر و خرما خوردم فقط
خیلی ضعیف شدم
خیییییلی گشنمه ولی هیچی نمیتونم بخورم
و میدونم از عوارض متفورمین هستش، قندم میوفته
دکتر گفت روزی دوتا اما لاغری احتمالا اذیت میشی، اگر اذیت شدی یدونه بخور
روزی دوتا خیلی بد بود، مهمونی بودم یهو افت قند و فشار کردم با سرم حل شد
حالا روزی یدونه هم بدههههه
خب چیکارش کنم🥲