20 / 2 / 1402
یک ساعت پر استرسی بود! یه آقای بازنشسته اومد، میخواست پرداخت قسطی بزنه و از حقوقش کسر بشه، وارد سامانه بانک شدم خطا داد
زنگ زدم شعبه گفت بجای سامانه وکالت کاغذی ازش بگیرم، بازم مشکل خوردیم و مجبور شدم برگردم به سامانه بانک
تو این فاصله با اطمینان از اینکه بالاخره یه راهی پیدا میکنم و کسراز حقوق میزنم، همه کاراش کردم، بدون پرداخت پولش!
بازم زنگ زدم به شعبه و کد ملی گفتم، گفتن نه این آقا بدهی داره و حسابش مسدوده!! انگار آب یخ ریختن روم
سعی کردم خونسردیم حفظ کنم، بهش گفتم شما بدهی دارید نمیشه کسر از حقوق بزنم ، اونم گفت من نه بدهی دارم، نه چک برگشتی دارم، نه جایی ضامن شدم، هیچی!
گفتم خلاصه نمیشه قسطی بزنم، پولش الان باید تسویه بشه! بیشتر استرسی شدم وقتی گفت الان انقد موجودی ندارم اصلا😣😣
بازم سعی کردم خونسرد باشم نفهمه کارم گیرشه، گفتم عه خب اینجوری کاراتون میمونه، هر روزی هم بگذره جریمه میخوره، گفتم شایدم سامانه بانک مشکل داره من کاری که میتونم براتون بکنم اینه که رو فیش بزنم قسطی، اما پول قسطا متوقتا دست ما امانت بمونه، هروقت از طرف بانک مشکل حل شد، من این پول به حساب شما برمیگردونم!
گفت خب باشه، ولی من پول ندارم الان 😶 برم از دخترم سوال کنم ببینم داره😑😑
راستش ترسیدم بره، بعد حساب کتاباشو مجبور شم ازجیب بدم، بیشتر از نصف حقوق یک ماهم!!!
گفتم زنگ بزنید به دخترتون، گفت نه خونش همین بغله میرم میام،
رفت!!!
هی خودخوری کردممممم، هی میگفتم عب ندارن پولش میدی تا آدم بشی جلو جلو کارارو نکنی، بعد میگفتم خب قسطی میدم، هرماه مبلغ قسطشو میدم 🤦🏻♀️
همینجوری تو فکر بودم، دیدم اومدددد 🤩🤩🤩
گفت بیا دخترم از این دوتا کارت پول قسطارو بکش، کارتا به اسم دخترش بود، گفت اگر کارای بانک درست شد که این پول برگردون برام، اگر درست نشد که هیچی دیگه ما تسویه ایم.
وای خیلی خیالم راحت شد، کل حقوقم خیلی ناچیزه، نصفشم بابت این میرفت خب زورم میومد🤦🏻♀️