یکی دوماه پیش خواهر بزرگه مبل خرید، یه روز بهش زنگ زدن گفتن بیا کارگاه مراحل کار ببین
به من گفت میایی باهم بریم؟ گفتم باشه بریم
فرداش رفتم دم در خونشون تا بریم، سوییچ دستم بود، گفت با ماشین بریم؟ گفتم آره
پاهاش شل شد گفت نه پس نریم کلا! گفتم چرا؟ گفت نه با ماشین نریم گفتم وا چرا؟ گفت "آخه تو رانندگیت زیاد خوب نیست!" اون روز حرفشو به شوخی گرفتم باهاش خندیدم و اتفاقا بدون مشکل و کوچیکترین سوتی رفتیم و برگشتیم.
حالا فردا با همین خواهر بزرگه و دوتا دختر دوقلوش و خواهر کوچیکه می‌خواییم بریم اوپارک
به امیر گفتم فردا با موتور برو من ماشین لازم دارم، امیر ماشین شست و آورد
همین خواهر بزرگه گفت فردا نمیام مگر اینکه با مترو بریم! گفتم چرا؟ با مترو سخته ولکن
گفت پس اسنپ بگیریم! خواهر کوچیکه گفت آره صلاحه با ماشین نریم
گفتم چرا؟ خواهر بزرگه گفت "آخه ماشینتون همیشه خرابه! اگر توراه خراب شد چی؟"
من فردا کوتاه میام و با اسنپ میریم هیچی هم نمی‌گم خوش میگذرونیم می‌آییم ولی! ولی!
ولی دفعه بعدی که خواهرش گفت بیا با من بریم تمرین رانندگی نمیرم و میگم آخه رانندگی من زیاد خوب نیست!
خواهر کوچیکه یه مدت بود هی می‌گفت می‌خوام ماشین بخرم و چندبار اومد گفت بیا با ماشین شما بریم تمرین ببینم میتونم رانندگی کنم! با همین ماشین به قول شما خراب رفتیم
الان ماشین خرید، چندبار هم اومد با ماشین خودش بردمش تمرین، ولی دیگه نمیرم
من که رانندگی بلد نیستم چیو بیام یادتون بدم؟! ماشینمونم خرابه و مناسب تمرین نیست
و خواهر کوچیکه حتی یک کلام تو دهنش نچرخید بگه خب بیا ماشین منو بردار بریم!
من عمرا با ماشین امانت جایی نمیرم ولی چطور روزای دیگه خوب بلد بود بگه ببر بنزین بزن بیار!

تعجب میکنم واقعا!