9 / 12 / 3
دیروز مادرش ازش خواست یکم پول بده میخوام کابینت عوض کنم!!!
امیر گفت تو این اوضاع از من پول میخوای؟!؟
گفت پس یکم به خواهر اولی کمک کن خونش کاغذدیواری بزنه دم عید خونش تر تمیز بشه!!
امیر گفت وای مامان! مگه واجبه؟ اصلا خونه اون به من چه؟ به شوهرش بگو
گفت به خواهرسومی که میتونی یه کمک ریز کنی دنا بخره!!!
دیگه دود داشت از کله امیر بلند میشد! گفت خدایی به فکر هیچی نیستی راحتی، من شب عید یه شال نتونستم برا زنم بگیرم بعد میگی ماشین اون دیوار این؟!؟ کابینت؟؟؟🤯
+ [ پنجشنبه نهم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 16:24 ] [ فاطمه ]
|