2 / 6 / 3
توراهیم، میریم زنجان
با مامانم و داداشم
تقریبا یک ساعت دیگه میرسیم
الان رفتیم بین راهی شام خوردیم و باااااز همممم من خجالت کشیدم...
هوف
شاید بعداً دلیلشو تعریف کردم
بازم خداروشکر❤️
جونمون سلامت، بقیه چیزا اهمیت نداره، همش خاطره میشه
ولییییی هربارررررر با هر اتفاق ریز و درشتی بهم ثابت میشه که انتخاب همسرم کاملا درست بوده❤️
پسره ی دوست داشتنی ❤️
+ [ جمعه دوم شهریور ۱۴۰۳ ] [ 0:55 ] [ فاطمه ]
|