10 / 4 / 3
اون موتور فروش نرفت
و ما این یکی موتور رو به قیمت بز فروختیم🙄😕
البته بهتر که موتور مدل بالاتر دستمون موند و حیف که واقعا زیر قیمت رفت، دلال خرید دیگه...
یک ساعت پیش بردش
رفتم پارکینگ با موتور خدافظی کردم 🥲
ناچار بودیم، پول لازم داریم، هنوزم پول کامل جور نشده
دلم از اینا میخواد که بگم خدا خودش جور کرد، ما اصلا نفهمیدیم چجوری شد! از جایی پول اومد که فکرشم نمیکردیم، از این حرفا
از بابام پول قرض گرفتیم به علاوه سه تا سکه داشت داد بهمون گفت اینم بفروشین.
خدا کنه جور شه دیگه سکه هارو دست نزنیم...
+ [ یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳ ] [ 17:2 ] [ فاطمه ]
|