غروب رفتم بازار، ولی هیچی نخریدم😐

چرا لباسا اینجوری شدن؟!

دوتا شال خریدم نوک مدادی که احتمالا فردا سرم میزارم و آبی آسمونی 😍

پایین بودم، تو خرما گردو گذاشتم

کمک کردم حلوا پختیم

حلوا تزیین کردیم

همینا تا الان طول کشید! البته الان که نه یک ساعت پیش

وسط کار اومدم بالا شام خوردم دوباره رفتم

داداشم و امیر جمع و جور کردن ولی ظرفارو نگاهم نکردن😁

اومدم ظرفارو شستم، رفتم دوش گرفتم یکم مرتب کردم حالا بخوابم، تا ظهر برم سرکار، بیام لباس اتو بزنم حاضر شم برم پایین مراسم

مامانم دعوت بود ولی نمیتونه بیاد، نوبتش بود که مادربزرگم پیششون بمونه

بخوابم، شب بخیر 🌹